تبليغاتX
کشف یک واژه ی گم شده
یک واژه گم شده. شایدآن واژه ، "باور " باشد ، شاید !
       

 

شاید بهتر باشه موقتا درب اینجا رو تخته کنم ....

*دوستش داشتم ( اینجا رو می گم !) اما گاهی باید کارهایی خلاف میلتو انجام بدی دیگه ٬ کاریش نمی شه کرد !

*کلید این قفل رو دور نمیندازم ... (همیشه یک راه برگشت باید گذاشت)

*واژه رو کشف نکردم اما خیلی بهش نزدیک شدم ٬ خیلی!!! 

*از همه ی دوستام که بهم سر می زدن ٬ ممنونم. من همچنان بهتون سر خواهم زد ....

.........................................................................................................

 

**وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم باز كسي حرفمون رو نميفهمه

 

 



لينك ثابت نوشته شده در ساعت 22:57 لادن

 

        

 

وقتی لوله ی هفت تیرت رو روی شقیقه ام میذاری و شمارش معکوس رو شروع می کنی

 

و بهم می گی دوستت دارم ، انتظار داری من چه معنایی از دوست داشتن ِ تو داشته باشم؟!!

 

 

 

اما خوشحالم که همه ی اینها برام مثل یک کمدی مسخره ی خنده دار  می مونه .

 

 

 

..........................................

 

ازت ممنونم خدایا که تو قبل از هر کسی،  "دوست داشتن " رو برام معنی کردی .....

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در ساعت 1:33 لادن